انسان از نظر قدرت و حیات و علم فقط وقتی آرام میگیرد که بی نهایت آن را داشته باشد و این یکی از دلایل وجود خداوند است زیرا باید بی نهایتی باشد تا انسان طلب کند و چون نمیتواند به این شان راه پیدا کند که در مقام حیات بی نهایت قرار بگیرد پس ناچار است که خود را با اتصال به حیات و علم و قدرت بینهایت از این فقر نجات دهد زیر ذات انسان را جز فقر چیزی فرا نگرفته( و فقیر یعنی کمر شکسته ...در پشت همه ما ستونی به نام فقرات یعنی ستون تکه تکه قرار دارد و فقیر دقیقا به همین معناست) پس آرامش و سکون او وقتی است که این فقیر محض به غنی محض اتصال پیدا کند و دعا یکی از مظاهر این ارتباط و بلکه پلی است میان انسان محدود و خداوندی که هستی و حق محض است.......... دعا گاهی به شکل نیاز خواهی است و گاهی به شکل راز گویی و در هر دو حالت پلی است میان زمین و آسمان که دعا مغز عبادت است و در قران کریم می فرماید:
وقال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین......
و پروردگارتان فرمودبخوانید مرا برایتان استجابت میکنم همانا کسانی که از عبادت من استکبار میورزند بزودی با ذلت و خواری وارد جهنم شوند .................
اینهم در جواب کسانی که می گفتند کدام پل؟
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
السلام علیک یا صاحب الزمان
تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
گفتند غروب جمعه ای می آیی آنقدر نیامدی که ما ییر شدیم
اللهم عجل لولیک الفرج




