![]() |
![]() |
|
| خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم |
|
هر چیزی زکاتی دارد مثلا زکات علم نشر آن است و زکات زیبایی عفت و پاکدامنی است و زکات مال نیز نصابی دارد که در کتابها وارد شده است اما امروز میخواهم در باره زکات عشق بگویم ... زکات عشق چیست؟ فکر نمیکنم کسی به این فکر کرده باشد ... هر دارایی و داشتنی را زکاتی است و عجیب است که در پرداخت زکات نمو و شکوفایی و برکت وچود دارد و چون عشق خود نمو و برکت و شکوفایی است در زکات آن جلوه بزرگتری وجود خواهد داشت گوییا مصداق ( نور علی نور) یعنی نوری بر روی نوری دیگر قرار می گیرد و حال نور که خود روشنایی است وقتی بر نور دیگری قرار گیرد چه شکوه و عظمتی حاصل می شود فقط خدای خالق عشق میداند و بس...زکات عشق سکوت است . زکات عشق گذشت کردن از معشوق است زکات عشق صداقت و راستی است زکات عشق نفس را در میدان محبت محبوب فدا کردن است زکات عشق کتمان است زکات عشق صبر است زکات عشق خویشتن داری است زکات عشق تلاش و کوشش و امید است زکات عشق جوشیدن و سوختن و دم بر نیاوردن است زکات عشق ماندن در رکاب محبوب و مردن در مسیر مودت و در این مرگ هیچ شکوه و شکایتی نداشتن و آن را با آغوش باز پذیرفتن است زکات عشق خدا را گواه و شاهد سوم آن گرفتن است و زکات عشق همه چیز را با رنگی دیگر دیدن است ... میتوان عاشق بود و زکات آن را نپرداخت و ادعای رهروی صادق و راستین بودن را داشت ؟... میتوان عاشق بود و ناز و نیاز به درگاه معبود نبرد؟ میتوان عاشق بود و برای رسیدن به رستگاری زکات آن را نپرداخت؟.... هیهات که چنین ادعایی دروغی بیش نیست و چنین مدعایی دروغگویی .........
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:33 توسط مرتضی |
|
|
اصل کلام اینکه مادر تمام بدبختیها جهل است ریشه تمام فسادها و بیچارگی ها و مقابل آن مایه تمام سعادت و نجات بشر عقل می باشد نه علم..... تعجب کردید نه؟ لابد انتظار داشتید بگویم نجات همه از بند جهل در گرو علم است اما حقیقت تلخ این است که علم بدون عقل نیز بی فایده است باور ندارید فقط یک مروری بر ۲۰ سال گذشته بیندازید و تعداد جنگهایی را که دیده اید فقط بشمارید و ببینید به لطف تکنولوژی چندین ملیون انسان کشته و یا معلول شده اند ؟ زیاد دور نرویم همین کنار خودمان مراکز نگهداری جانبازان شیمیایی را مروری کنید...... باید به ریش این علم خندید و به روح کسانی که با بشریت چنین کردند لعنت فرستاد... بگذریم که علم با جهل در آمیخته و رنگی زیبا گرفته و همیشه چنین است که وقتی تردید و شک را با حقیقت آرایش شود خیلیها به گمراهی میروند و لابد برای همین شبیه بودن شبهه به حق است که خیلیها را در گیر میکند و عقل جوهره ای که انسان را به سعادت رهنمون می سازد ... در میان حیوانات هیچ کدام از نظر کینه به شتر نمیرسند و برای اینکه وقتی به مقصد رسیدند مورد تهاجم ناگهانی این حیوان قرار نگیرند چون در طول راه کتک خورده است پاهای جلو او یا همان دستهایش را با ریسمانی میبندند و به آن ریسمان عقال میگویند و عقل یعنی ریسمانی که دست شتر نفس را میبندیم تا ما را مورد تهاجم قرار ندهد و از گزند او در امان باشیم ... و در روایت نیز عقل چنین معنی شده : عقل آن چیزی است که به وسیله آن خداوند پرستیده میوشد و بوسیله آن بهشت به دست آورده می شود ... در روایات نیز داریم اولین چیزی که خداوند خلق کرد عقل بود ...(برای مطالعه بیشتر به کتاب اصول کافی باب عقل و جهل مراجعه کنید) اما یک نکته در روایات چنین میخوانیم که وقتی ولی عصر (عج) ظهور می فرمایند دست بر سر مردم می کشند تا عقول آنها کامل شود.... وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو تولد امام باقر (ع) بر تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 13:14 توسط مرتضی |
|
|
سلام یعنی صلح و آرامش و سلامت همان نعمتی که خیلی ها از آن محرومند و از نظر جسمی یا خدای نکرده عقلی یا اخلاقی دچار آنند این کلمه یکی از نامهای مبارک خداوند متعال است که خود را در سوره حشر به این اسم نامیده اند , و خداوند سلام است زیرا از هر عیب و نقصی مبراست و بهشت نیز دار السلام یعنی خانه سلامت است و در بهشت نیز بیشترین کلام سلام است چه مومنین به یکدیگر و چه ملایکه به مومنین و چه سلامی که خداوند به مومنین می گوید که شاید این سلام از خود بهشت نیز گواراتر باشد..... و چنین است که وقتی به کسی سلام میگو ییم یعنی شما از آسیب و صدمه من بدور هستید و وقتی خداوند سلام میکند معنایی جز این ندارد و البته بعضی زمانها یا شرایط نیز سلام است مانند شب قدر که سلام هی حتی مطلع الفجر ... است حتی مثلا گاهی برای خدا حافظی نیز از سلام استفاده میکنیم مانند سلام آخر نماز یا والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته....اما اشاره من علاوه بر همه این موارد به مورد دیگری می باشد که خداوند می فرماید یکی از خصوصیات بندگان او چنین است که بر روی زمین فروتنانه راه میروند و وقتی نادانان به ایشان خطابی میکنند نیز در پاسخ آنها سلام میگویند .... و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 23:7 توسط مرتضی |
|
|
و مادر زیباترین کلمه زمینی و مقدس ترین کلمه پس از نام خداوند گوییا همه مهر خداوند در این آیینه تجلی کرده است و روح عشق در او نمود یافته است و بیکرانه رحمت در او جلوه کرده و نمایان گردیده است......................... ام یعنی مادر اما معنای گسترده تری دارد و باید آن را از منظر همان زبانی که گوینده اش بیان کرده فاطمه هی ام ابیها ببینیم و چنین است که ام یعنی مادر دقیقا به مفهوم ریشه معنا می شود به معنای اصل و به معنای حقیقت هر چیز و مادر یعنی ریشه و اصل وو حقیقت هر چیز هر آنچکه وجود دارد و در مفهوم هستی تفسیر می شود و چنین است که روز تولد بانوی بی نظیر خلقت که خود اصالت ذاتی دارد و دلیل وجودی و ریشه حقیقی شجره نبوت است و او را احمد محمود (ص) ام ابیها نامیده است........ و ام یعنی ریشه و برای همین است که مکه ام القری نامیده شده و حتی جهنم نیز مادر و ریشه بد کاران است که خداوند چنین می فرماید فامه هاویه .. یعنی مادر او (همان کسی که بدکار را در آغوش می گیرد) جهنم است بد کار را ام الفساد و شراب را ام ال خبایث و قران را ام الکتاب ... می دانیم این روز بزرگ و فرخنده را بر همه مادران و زنان و خانمها تبریک عرض میکنم و از خداوند مسالت دارم که رهرو صادقی برای صدیقه طاهره (س) باشیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 21:14 توسط مرتضی |
|
|
کجای دنیا نوشته که عشق مال از ما بهتران است؟ کجای دنیا نوشته که که عشق مال عده ای قلیل است و بقیه حق ندارند ؟ کجای دنیا نوشته که عشق زمینی غلطه؟ مثل قدیمهای ما که خیال میکردیم مثلا معلمها غذا نمیخورند و یا نباید بخندند اتفاقا عشق مال ماست هم زمینی هم آسمانی به شرطی که هوسی زود گذر نباشد که اسمش عشق نیست بگذریم که اینگونه گفتن اطاله کلام است اما حقیقت این است که مرتضی نیز عاشق است عاشق تر از خیلیها عاشقتر از کسانی که خیال میکنند عاشقند شاید از قضا او عشق را خوب بلد باشد و شاید بهتر از خیلیها اما قاعده کار چنین است که عشق را پنهانی و به خود کسی که دوست دارند میگویند و جار نمیزنند عشق را در کلمات می پیچند و در خلوتی رازگونه بیان میکنند و چنین است که حرمت عشق حفظ میماند و دریای بیکران آن انسان را تطهیر میکند اینجا فریاد زدن از عشق عین جنون است و استفاده از استعاره و کنایات و تشبیهات و خلوتی با دلدار داشتن عین عقلانیت عاشقانه که مجال عشق را در کلمات و تعریف نمیگنجد..... مخاطب من در این مطلب تنها یک نفر است و آنهم کسی که از حقیقت وجودم دوستش می دارم و نوشته ام بلکه حرفهایم را نذر او میکتنم و برا ی او مینویسم که رسم دلدادگی چنین است که دلدار خود بداند که مخاطب چه کلامی است و حرفها چگونه برای او نوشته شده اند.... آیا کافی بود؟ که اگر بدانی برای توست هیچگاه به صراحت چیزی را بیان نخواهی کرد و چیزی را آشکار نمیکنی...................... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 23:22 توسط مرتضی |
|
|
کلمات با اینکه یک شکل دارند اما گاه معانی مختلفی دارند همین کلمه آرزو که تو پست قبلی نوشتم هم از همان کلمات است درست مثل عشق و غم و آزادی و.... چندین معنا داره و هر کس از نگاه خودش میبینه مخصوصا آرزو که بیچاره گاهی حربه ای شده برای خیال بافیهایی که اسمش را آرزو میگذارند و کلی هم در باره اش مینویسند و .... اما بگویم که آرزو معادلهایی دارد که بیان میکنم : فرض کنید در زمینی که شخم شده و آبیاری شده و کود پاشیده شده گندم بکاریم و بعد بدانیم که مثلا در هر هکتار ۳۰ تن گندم برداشت میکنیم به این آرزوی مثبت یا امید میگویند که میشود رجا یعنی امید یا آرزوی شدنی حال فرض کنید زمینی را شخم میزنیم و در آن گندم میکاریم و به امید باران می نشینیم و آرزو داریم که مثلا در هر تن ۱۰ تن گندم برداشت کنیم به این آرزوی ممکن یا همان امل میگویند حال فرض کنید در زمینی که شوره زار است و حتی باران نیز بر آن نمی بارد هیچ بذری نپاشیم و یا بذر حنظل (۱) بریزیم و بعد منتظر باشیم خربزه شیرین و آبدار برداشت کنیم به این آرزوی دست نیافتنی و یا همان تمنی و یا منی (با ضمه میم ) میگویند ....... باید ببینیم که وقتی میگوییم آرزو منظورمان کدام است ؟ رجا یا امل یا امنیه یا همان تمنی که دست نیافتنی است ؟......... (حنظل یا همان هندوانه ابو جهل میوه ای به شکل هندوانه و به اندازه گردوست که بسیار تلخ و استفاده پزشکی دارد ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:54 توسط مرتضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
خدایا آنچه مرا از تو میگیرد از من بگیر
خدایا آنچه مرا از تو دور میکند از من دور کن خدایا انچه مرا از تو جدا میکند از من جدا کن خدایا آنچه مرا از یاد تو باز می دارد از من باز دار خدایا آنچه که مرا از تو غافل میکند از من غافل کن خدایا آنچه مرا از تو ................................. |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|