تبليغاتX
آب_آیینه
خونین به راه دادرسی ایستاده ایم #چون لاله داغدار کسی ایستاده ایم
 

گاهی سکوت از هر فریادی بلند تر است ... چقدر حرفهایی داریم که نمیتوانیم بیان کنیم و گاه نیز چشمانمان به کمک ما می آیند و اشک میریزند و گاه لبخندی همه احساس ما را بیان میکند و زمانی بوسه ای و گاه آهی از انتهای سینه ... بقیه حرفهایم را بیان نمیکنم تا خود در این نقطه چینها آنها را بیابید وبشنوید...................

..............................................................................................................

گویاترم زبلبل اما ز رشک عام      مهر است بر دهانم و افغانم و آرزوست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:54  توسط مرتضی | 
 

تولد سه نور مبارک باد امیدوارم همه شما در تحت توجهات آن بزرگواران باشید

مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

پیوندهای وبلاگ را بر خواهم گرداند وبلاگم را بستم چون کسی که مشکل و ناراحتی روانی داشت آزارم میداد کاری کردم که اشتباهی کند و اشتباه کرد اکنون مراحل شکایت و پیگیری مراحل قانونی نامبرده را در دست اقدام دارم نه تنها وبلاگش را می بندم که با نیروی انتظامی به درب منزلشان خواهم رفت تمام نوشته های ایشان و کپی وبلاگ و آی پی کامپیوتر نامبرده ثبت شده و از همه مهمتر نوع کارتی که با آن وصل میشود شناسایی و مطابق قانون پی گیر استعلام شماره و آدرس هستم که تا چند روز آینده به پایان خواهد رسید و قرار ملاقاتی نیز در دادگاه جرایم اینترنتی وزارت ارشاد با ایشان خواهم داشت  در پناه خدا باشید و التماس دعا ضمنا از تمام کسانی که لطف نموده و در این چنذ روز از من خبر گرفتند ممنون و متشکرم ( از جناب آقا محسن که زحمت تمام موارد فوق را کشیدند تشکر مخصوص دارم)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 15:43  توسط مرتضی | 

 

هر چند روز یک بار حتی وقتی که پنجره های خانه نیز بسته است میبینیم که روی وسایل منزل را گرد و غباری پوشانده کافی است که انگشت خویش را بر سطح انها بکشیم رد انگشت خود را خواهیم دید وقتی که پنجره ها نیز باز است این موضوع کمی وخیم تر می شود بعد باید پارچه ای برداریم و گاهی با زحمت خاکها و غبارهای نشسته روی اثاثیه را از انها بزداییم و از همه بدتر شیشه هاست که اگر مات باشند نور خورشید را نیز تیره و تار میکنند و تصویر زشتی از خانه می سازند... چشم و گوش و دل ما نیز اثاثیه ماست بلکه پنجره های وجود ماست گاهی که بلکه همیشه در اثر ورود ذرات گرد و غبار می گیرد باید دستمالی از محبت و مهر و گاهی حتی اشک و یا تبسم برداریم و غبار نشسته بر آنها را پاک کنیم تا دوباره درخشندگی و تمیزی سابق خود را پیدا کنند ...آیا دل ما ارزش و اهمیت کمتری از وسایل منزل دارند؟

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

و والد و ما ولد

به نام و برای پدرم ( امیر ) مرد همیشه مهربان

روز ۱۸ مرداد سال ۱۳۸۰ که دقیقا ۵ شنبه نیز بود بعد از بیشتر از ۱ سال بیماری که جز پوست و استخوانی در بدن نحیفش نمانده بود چهره در نقاب خاک کشید به حقیقت آن روز سخت ترین روز زندگیم بود که بر بدن نازنینش خاک ریختم ...پدر بزرگوارم هنوز با عهدی که با تو بسته ام استوارم و به یادت هستم ...

برای شادی روح همه اموات و ایشان فاتحه ای بخوانید

 مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

جامه سیه کرد کفر نور محمد (ص) رسید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:59  توسط مرتضی | 
 

هر عملی از ما به نوعی ما را به خداوند نزدیک میکند . تفاوتی ندارد که این عمل نیک و صالح باشد یا بد و زشت چون خاصیت عمل این است که عامل را با خود بالا میبرد حال اکر عملی خوب باشد انسان را به وجه جمال خداوند هدایت میکند و اگر عمل بد باشد عامل را به وجه جلال میرساند و چون انسان از وجه جمال خلق شده تحمل وجه جلال را ندارد که اسم این دو وجه  بهشت و دوزخ نامیده شده است ... با این تفاوت که راه بهشت دقیقا از میان دوزخ میگذرد در قران کریم سوره مریم آیه 72 دقیقا به این مطلب با این مضمون اشاره شده است که همه باید وارد جهنم شوند و سپس کسانی را که با تقوا هستند نجات میدهیم  این وعده حتمی پروردگار است ( البته اینکه فلسفه خلقت جهنم چیست و چرا با اینکه بود و نبود  این مخلوق برای خداوند فرقی نداشته و بودنش نفعی و نبودنش ضرری را متوجه ذات کبریایی نمیکند کاری نداریم ) .... با این حال بهشت رفتن یا جهنم نرفتن هنر نیست زیرا خیلی از مردم غیر مومن  نیز وارد بهشت شده و وارد جهنم نمیشوند مانند کودکان و نابالغین و کسانی که حجت بر آنهاتمام نشده و قادر به شناخت حق نبوده و حتی گروهی از حیوانات نیز مانند سگ اصحاب کهف و الاغ بلعم باعورا و شتر صالح وارد بهشت میشوند... پس در عین اینکه به بهشت وارد شدن خود سعادتی است و در روایت میخوانیم که مومن قبل از ورود به بهشت دیوار جهنم را می بوسد که اگر تو نبودی من  به سعادت نمی رسیدم اما آنچه که از بهشت رفتن بالاتر و برتر و از جهنم نرفتن مطلوب تر و شایسته تر می باشد این مطلب است که انسان عملی انجام دهد که آن عمل بجز این دو مورد یعنی دخول به بهشت و نرفتن به جهنم نتیجه عالی تری را تحصیل کند که همانا رضایت خداوند می باشد  در سوره مبارکه حدید مراحل آخرت چنین گفته شده که : فی الآخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان من الله اکبر ...... یعنی در آخرت (برای عده ای ) عذاب شدید و ( برای عده ای دیگر ) بخششی از طرف خداوند است ( اما ) خشنودی و رضایت خداوند بزرگتر می باشد ... من که اهل این مساله نیستم اما انشاالله شما اهل و در خور این مقام می باشید  و دعا کنید که این مقام برای من نیز حاصل شود ..... انشالله

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

این نوشته بسیار زیبا و دل نشین را یکی از دوستان برایم میل کرده دیدم خیلی زیبایت و حیف است که دوستان نبینند اینجا آوردم ...

هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت
من اشتباه می كنم و او
با اشتباه های دلم
حال می كند.
دیروز یك فرشته به من می گفت :
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو زنگ می زد
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی ؟!
یادش به خیر آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه های ذهن كوچك من را
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد .

خدایا :با من تماس بگیر

حتی هزار بار
وقتی كه نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 20:54  توسط مرتضی | 
 

خانه داریم باز چشمانمان تشنه خانه بزرگتری است ماشین نیز همینطور  ثروت و قدرت نیز همچنین است و حتی علم. گویا این موجود نهایتا ۱۰۰ کیلویی که چنین هم نیست و این وزن بسیار نادر است  حتی اگر کهکشانها را نیز دارا باشد باز می خواهد و می طلبد و عطش سیراب ناپذیر او را هیچ چیز پر نمیکند نه خواهش او انتهایی دارد و نه تنهایی او چاره ای ... همه چیز حتی اگر کهکشانها را نیز داشته باشد باز در انتهای دلش یک نقطه مبهم و تاریک وجود دارد که او را به ورای اینها میخواند و بیشتر می طلبد و همیشه ترس از دست دادن و گاهی خود از دست دادن اینها او را به نا امیدی و حزن و ترس و ... میکشاند برای دقایقی از داشتن شاد است اما شادی موقتی که در امتدادش اضطراب نداشتن تمام لذت او را می ستاند  و  هرگاه که از دست میدهد باز هم ...گله میکند و شکایت میکند و گاهی نیز به کفر می رسد ... دیده اید عاشقهایی که از فرط عشق شعرهایی میگویند که قافیه ندارد..............

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند              طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم 

گویی عشق سبزی خوردن است که باید از محل مطمئن یافت و تازه وقتی یافت و از دست داد تازه  میشود ... نمیگویم بعضی وبلاگها را زیر و رو کنید خود متوجه خواهید شد ... کافیست کمی هم به حرف دلمان گوش کنیم (نه هوسمان) که میگوید هیچکدام با تو یعنی انسان سنخیت تمام ندارد بیا و دنبال کسی و چیزی برو که داشتنش شادی و آرامش است و نه تو را ترک میکند و نه اگر او را داشتی از او جدایی خواهی داشت همو که تنها بی نهایتی است که قلبت را آرامش می بخشد  بد نیست کمی به حرف دلمان و یا گاهی به حرف دلمان گوش کنیم دلی که جز با یاد او آرام نمی گیرد ......( ضمنا این شعر بالا را نه برای تایید که برای تکذیبش نوشتم چون اصلا صحیح نیست و نمیشه عشق را طلب کرد عشق حقیقتی است درون انسان که فقط باید کشف بشه و چون توی مطالب قبلی یک بار نوشتم دیگه توضیح نمیدم ... عشق حقیقتی آسمانی است که در قلب هر انسانی موجوده و چنان شرافتی داره که نمیشه به غیر اهلش هدیه کرد ....)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 20:0  توسط مرتضی | 
 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم : علی مع الحق و الحق مع علی یدور معه حیثما دار

پیامبر خدا که درود خداوند بر او و اهل بیت طاهرینش باد فرمودند که علی با حق است و حق با علی است و

(حق) به دور او می گردد هر کجا که (علی) باشد.

تولد مولود کعبه  علی ابن ابی طالب  علیه السلام بر همه مسلمین و شیعیان و محبین حضرتش مبارک باد

این خانه را باید خدا در اصل معماری کند

آدم بنایش بر نهد جبریل هم یاری کند

و آنگه اولوالعزمی دگر آن را نگهداری کند

آن را اولوالامری دگر منقوش و گچ کاری کند

اینسان خدا از خانه اش چندی نگهداری کند

تا ساعتی از دوستی یک میهمانداری کند

صحیح این شعر را پایین تر دوباره نویسی کرده ام لطفا بخوانید

بر جمال مولود کعبه صلوات

 

TinyPic image

 یکی از دوستان لطف کرده اند و صحیح شعر بالا را نوشته اند که از مرحوم شمس اصطهبانی است ایشان فرموده اند که این مسمط ۳۲ بند دارند که البته ۱۰ بند را زحمت کشیده و نوشته اند منهم به رسم امانت داری ضمن تشکر از این برادر کامل آنچه را که آورده اند می نویسم نام این برادر بزرگوار جمال سعادت است و متاسفانه وبلاگی از خودشان ذکر نکرده اند

امشب كه چهر آسمان دارد صفاي ديگري
آورده با خود قرص مه الحق نكوتر منظري
تنها نه مه را آمده رخسار روح افزاتري
اين تابناكي امشب است در عارض هر اختري
باز است بر روي جهان از مبداء رحمت دري
ذوقي بود در هر دلي شوقي بود بر هر سري
اندر هوا آميخته مشكي عبيري عنبري
ريزد سرور از هر جهت خيزد نشاط از هر طرف
****
گاهي خيالات درون سير جهانم ميدهد
گاهي تماشاي برون طبعي روانم ميدهد
وآن طبع سحر آساي من سحر بيانم ميدهد
گه پير روشن منظري خود را نشانم ميدهد
حرفي ز فردا ميزند ذوقي به جانم ميدهد
تبريك عيد و تهنيت اندر زبانم ميدهد
گه هاتفي بر جان ندا از آسمانم ميدهد
شد عيد ميلاد علي شير خدا شاه نجف
****
فردا زمين غوغا شود تا آسمان هفتمين
از بسكه از اوج فلك آيد ملك سوي زمين
بر دست هر يك دسته گل منشور سبز اندر جبين
آن دسته گلها چيده اند از باغ رب العالمين
منشور سبز آورده اند عيدي براي مسلمين
بر هر ورق بنوشته است با خط روشن اينچنين :
بشري (يعني بشارت باد) كه آمد در وجود مولا امير المومنين
مير عرب فخر عجم معجز نماي « لو كشف»

چون صبح فردا آفتاب از كوه بطحا سر زند
روح القدس بهر خبر الله اكبر بر زند
اول حصار كعبه را پيراهن ديگر زند
وآنگه درون خانه را آئين زيباتر زند
لوحي بشكل يا علي بر بام و بر سردر زند
نقشي براي جاي پا بر دوش پيغمبر زند
بر مشركان چشمك زند لبخند بر خيبر زند
يعني رسيد آن كو كزو نسل عدو گردد تلف
****
فاطـــمه بنت اســد

بانوي آفاق آن كه داشت پوشيده از تقوا جسد
دور از جناب عفتش دست بد و چشم حسد
« تبت يدا اعدا شرا» بسته به « حبل من مسد»
دارد ز قرب و منزلت در آسمان سهم و رسد
آنسان كه در تعريف او دست تفكر نارسد
چون آفتاب آن شير زن افتاده در برج اسد
هم شير حق را حامله هم نام او « بنت اسد »
درٍّ ولايت را بدي اين نازنين گوهر صدف
****
روزي كه با عجز و نياز بر طوف مسجد زد قدم
دريافت بر خود حضرتش از درد زائيدن الم
ميجست از فرط حيا خلوتسرائي محترم
در بارگاه كبريا برداشت دستي لاجرم
چون لايق شانش نبد زايشگهي غير از حرم
آمد نداي «ادخلي» او را ز حي ذوالكرم
يعني تو غير از «مريمي» بازآ و زين درگه مرم
خاص تو و فرزند توست ركن و مقام و «مزدلف»

اين خانه را بايد خدا يكروز معماري كند
آدم بنايش بر نهد نوحش پرستاري كند
وآنگه خليلش با پسر تا سقف حجاري كند
آن يك در و بامش نهد وآن نقش و گچ كاري كند
هر يك ز آباء رسول پس خانه سالاري كند
كـامروز اندر خـانه اش يك ميهـمانداري كند
وز اين گرامي ميهمان امري عجب جاري كند
پس نقشه هاي «ما سلف» بد بهر اين زيبا خلف
****
تا خـانه زاد كبريا بنهـاد اندر خـانه پا
هم بيت و هم ركن و مقام هم مروه هم كوه صفا
هم دامن بنت اسد هم چاه زمزم هم «مني»
شد قبله اهل زمين شد برتر از هفتم سما
معناي تكبير آشكار شد از حريم كبريا
هم خانه زاد است اين پسر هم خانه هم خانه خدا
كـامروز والا مقدمش شد فخر اين عالي سرا
زين خانه زاد آمد قلم در وصف و در تحرير «جف »
****
جائي كه قرآن مجيد ناطق بود در شان تو
من كيستم تا بشمرم اوصاف...... تو
گاهي كه با شرمندگي باشم مديحت خوان تو
بخشي توام نطق و بيان اين نيز هست احسان تو
جز اين نباشد دعويم شاها بحق جان تو
من شرمسارم از گنه دست من و دامان تو
خوان شفاعت مر تراست ما عاصيان مهمان تو
زد سوز عصيان شمس را در دل شرر در سينه تف

من شمسم و تاريك دل نور تو و ارشاد من
مداح ذاتت بوده اند آباء من اجداد من
نبود سواي مدحتت اذكار من اوراد من
هر نكته غير از ياد تو خواهم رود از ياد من
اعطا كن اي شاها فروغ بر طبع گوهرزاد من
خواهم بفريادم رسي چون بشنوي فرياد من
اميدوارم كز كرم شاها بگيري داد من
زآنان كه از پستي تميــز ندهند گوهر از خزف

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد زغیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشارت توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:34  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا آنچه مرا از تو میگیرد از من بگیر
خدایا آنچه مرا از تو دور میکند از من دور کن
خدایا انچه مرا از تو جدا میکند از من جدا کن
خدایا آنچه مرا از یاد تو باز می دارد از من باز دار
خدایا آنچه که مرا از تو غافل میکند از من غافل کن
خدایا آنچه مرا از تو .................................

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
فانی
شایسته
رهپو
نامه هایی به فرشته
به پایان رسیده
تپش سایه
نگار عشق
دل تنگی عزیز
شاخه گلی برای شهید
نسیمی از بهشت
اهورای بزرگ
شاید...جایی برای دلتنگی هایم
همه چیز تنها یک چیز است (مکتوب)
درخت بی سایه ( آرش )
راحلان
خورشید خیبر
بهار
پینکی
اگر تنها باشی دیگه اون نمیاد
شبگرد
شخصی نویس
شکوفه یاس
روی شونهء من یه ستاره نشسته نگاه کن...
آسمانیها
بانوی خرداد
ماورای بهشت
بازگشت
حرفهای یک دل
ارمینه
چتر پاییزی
آبی دریا
گل نرگس
تربت آسمانی
شوق دریا اگرت هست...
عطش (آرام)
رحیق مختوم
شب مهتاب (نازیلا )
پترا
موعود
آوای آشنا
عطای کثیر
ققنوس
عسل خانم
قلندر
گل شکسته
خاطرات من و خودم
مرد تنها
بهتر ببین
دفتر سفید
شهر آشوب
نغمه باران
معید
مینای دل
تلنگر
دختر آفتاب
زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
رنگارنگ
بی قرار ظهور
پروانه ای در مشت
در سپیده دم خیال
دنیای کوچولو
پسر با حال
دختر مهربون
گمشده در زندگی
تنهایی من
عمو پورنگ دوست دارم
ساقیا بده جامی
کاکتوس عشق
اسلام حقیقی
آتش عشق
دژ دیجیتالی
هوای بارانی
کلیدهای طلایی موفقیت
اشک ماه (ندا)
نرگسی
صخره
باران
غریب و تنها
ناله های شعر
پسرک عاشق
گر عشق حرم باشد
آدم آهنی
پیدای پنهان
قلبهای منتظر
گل احساس
یگانه زهرا بهشتی
غم موروثی
مداحی
کیمیاگر عشق
اشک ماه (اهورایی)
دنیای سنگی
تیه کال
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
عشق بی پرده
زیر چتر خورشید
صدای غمگین
رخ اندیشه
تموم هستی من... انتظار
تربیت
دخترم ....
نگاه خیس
فاطمیون
حاصل اوقات
جهان بازی
به دنبال پاسخ
طلبه ای از نسل سوم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM