
مدتی است در برزخ بودن یا نبودن مانده ام هر ماندنی را بهانه ای نیکو باید و هر رفتنی را دلیلی شایسته سزاوار است محبت دوستان تنها عاملی است که رمقی بر نفسهای خسته ام میدهد و مهر شما تنها گرمایی که بر سرمای این وجود زمستانی میتابد که برای هر ایتادنی بهانه ای شایسته لازم است تا زمین خوردن آن نیز دلیلی موجه و حتی آسیب دیدنش نیز ارزش تحمل داشته باشد تظاهر به تحمل خوب نیست وقتی که زانوانت دیگر قدرت ایستایی ندارد و بازمانده را توانی برای ادامه نیست و این نه مهر طلبی است و نه استمداد فقط نمیدانم چه باید کنم ادامه دادن بهانه میخواهد دوستان هم بهانه ارزشمندی هستند و هم بهانه زیبایی اما .....راستی چگونه میشود زمستانی که پر از ابر سیاه و تاریک است را بهاری کرد وقتی مجالی برای بهاری دیگر نیست ..............
چگونه میشود پاییز را بهار کرد وقتی که زمستان میان آن دو فاصله انداخته؟

شاید بعد از اینها بهار نیز بیاید و دوباره بتوان خواندن هزاران را نیوش کرد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد؟

مهلت ما اندک است و عمر ما بسيار نيست
در چنين فرصت مرا با زندگي پيکار نيست
سهم ما جز دامني گل نيست از گلزار عمر
يار بسيار است اما مهلت ديدار نيست
آب و رنگ زندگي زيباست در قصر خيال
جلوه ي اين نقش جز بر پرده ي پندار نيست
کام دولت را ز آغوش سحر بايد گرفت
مرغ شب گويد که بخت خفتگان بيدار نيست
با نسيم عشق باغ زندگي را تازه دار
ورنه کار روزگار کهنه جز تکرار نيست
پنجره را باز کن کمی آنسو تر امید پشت در منتظر توست فقط باید دو کار کنی یکی اینکه چشم آسمان را از اشک پاک کنی و دیگر اینکه گونه هایت را از باران فارغ کنی تا در ورای باران اشک رنگین کمان آن بدرخشد و به آرامی تو را به آرامش دعوت کند کمی صبور باش تا ابرهای سیاه ببارند گاهی برای بارش حتما رعد و برق میزنند و صدای وحشتناکی ایجاد میکنند کمی صبور باش که باران پنجره های دلت را بشوید کمی خشن به نظر می رسد اما باران همیشه دست مهرش را برای شستن پنجره های کدر شده و غبار گرفته را از تیرگیها نجات دهد تا چشمها لبخند سبز زارها را ببیند و سرود زندگی که مرگ را به چالش میکشد تا بگوید که اگر دلی عاشق باشد هرگز نمیمیرد زیرا زندگی امتدادی است که تا آسمان کشیده میشود یک طرف ریسمانش به دست عشق در زمین و سمت دیگش به دست خالق عشق است که می خواهد ببینید که چه کسی خواهان این باران است و در زیر آن چتری به دست نمیگیرد تا در زمزمه آن خود را رها کند و از خیس شدن نترسد کمی صبور باش تا رنگهای زندگی خود را نمایش دهد هر صبح طلوع دیگری برای اشتیاق بی حد زندگی است و هر شب تنها علامت اینکه روز برای دلبری معشوقی دیگری به استراحت مشغول است شما تنهایی را در شب تجربه کنید تا قدر روز را بدانید کمی صبور باش تا باران مهر همه جا را بشوید و بعد میبینی که در زیر اینهمه خاک بی مهری که بر سر و صورت هستی نشسته رنگهایی است فراتر از خاکستری و سیاه آبی دریاها را میتوانی در آیینه و در چشمان خویش ببینی و سبزی زندگی را و تبسم خورشید را کمی صبور باش همیشه پشت درب خانه کسی ایستاده تا پنجره را باز کنی تا به تو سلام کند کمی صبور باش تا سرخی عشق را که در شاهرگ فلق جوشیده و صبحدم را عاشق کرده مشاهده کنی تا در آیینه اش زیباترین تصویر خدا را ببینی کمی صبور باش تا دستان خالق مهر را بر سر و روی خود حس کنی و بدانی و بفهمی و لمس کنی که پاداش صبوری خود خالق عشق است فقط کمی صبور باش تا لبخند خداوند را که به شستشوی جانت آمده ببینی کمی صبور باش تا صبحدم قیامت مرگ را بمیرانی و به زندگی زندگی کردن بیاموزی بیقراریت قرار شود بی تابیت تاب شود یاس از تو مایوس شود و پاییزت با اینکه زمستانی را بعد از خود دارد بهار گردد و ترنم فرشتگان را به بهار بخاطر اینکه سعادت داشته که به ملاقات تو بیایند بشنوی کمی صبور باش نه گذشته را زیر پا بگذار و نه با اندوه آینده را ذبح کن بگذار با صبوری تو عشق نیز مشتاق تو باشد و از قلب تو طلوع کند که اگر عشق در وجودت نبود چنین بی تاب نبودی فقط کمی صبور باش تا از پشت پنجره قلبت دوباره تولد عشق را ببینی .... باز هم برایت خواهم نوشت اشتیاقم برای نوشتن برایت بخاطر بی همتایی توست که شایسته زیباترین کلماتی اگر چه بضاعت من بیش از این نیست...................... آری پنجره را کمی باز کن امید پشت در منتظر ایستاده است
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
دیگر درون خلوت خود گم نمیشوم
دور از نگاه خیره مردم نمیشوم
باور نمی کنم که رها گشته ام ز خویش
دیگر اسیر دیو توهم نمی شوم
شادم به غصه ها به رنجی که میبرم
منت کش خدای ترحم نمی شوم
پیغمبری کنم هر چند بر قبیله اشک
یک دم جدا زوحی تبسم نمی شوم
من جمله های مبهم یک قصه ام ولی
جز با دل شکسته تکلم نمی شوم
آیینه تا غزلم را شنید خندان گفت
دیگر دچار سوء تفاهم نمی شوم




/nature/3/Nature%2068%20(%20www.wall-paper.blogfa.com%20).jpg)



